تبليغاتX
تو که میگذری ساده از این همه عشق

تو که میگذری ساده از این همه عشق

لیاقت نداری دیگه با من باشی

مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد.
زن مکالمه را کشف کرد و شايعه اختراع شد!

مرد قمار را کشف کرد و کارت‌هاي بازي را اختراع کرد.
زن کارت‌هاي بازي را کشف کرد و جادوگري اختراع شد!

مرد کشاورزي را کشف کرد و غذا اختراع شد.
زن غذا را کشف کرد و رژيم غذايي را اختراع کرد!

مرد دوستي را کشف کرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را کشف کرد و ازدواج را اختراع کرد!

مرد تجارت را کشف کرد و پول را اختراع کرد.
زن پول را کشف کرد و « خريد کردن » اختراع شد!

از آن به بعد مرد چيزهاي بسياري را کشف و اختراع کرد.
ولي زن همچنان مشغول خريد بود!
+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/24ساعت 3:27 AM  توسط امید  | 

علی پروین: قول می‌دهم دیگر نبازیم

 

سرمربی تیم فوتبال پرسپولیس از عملکرد بازیکنانش در دیدار برابر بایرن مونیخ ابراز رضایت کرد.
به گزارش مهر، علی پروین در نشست خبری با خبرنگاران رسانه‌ها‌ی گروهی ضمن بیان این مطلب افزود: حضور بایرن مونیخ و تیمهای امثال آن به رشد فوتبال ما کمک شایانی می‏کند که امیدواریم این روند در آینده نیز ادامه داشته باشد.
سرمربی تیم پرسپولیس با اشاره به کار شایسته باشگاه پرسپولیس گفت: تجلیل از بازیکنانی مثل عابدزاده، دایی، باقری وکریمی کارقابل تقدیری است که جا دارد از توجه مسوولان باشگاه و استقبال هواداران تشکر کنم.
پروین در مورد بازی با بایرن مونیخ گفت: بازیکنان پرسپولیس دراین دیدار بسیار خوب وبا انگیزه ظاهر شدندو فوتبال قابل قبولی را از خود به نمایش گذاشتند که تصور می‏کنم تماشاگران حاضر در ورزشگاه نیز از دیدن این دیدارراضی بودند.
وی به شکست‌ها‌ی متوالی پرسپولیس در لیگ برتر اشاره کرد وگفت: متاسفانه پرسپولیس روی نوار بدشانسی افتاده است و علیرغم اینکه در همه مسابقات بیش از 10 موقعیت برای گلزنی دارد اما در ضد حملات مغلوب حریفان می‏شود.

علی پروین در جواب این سوال که چرا در این دیدارحساس از محمد پروین بی تجربه استفاده کردید گفت: متاسفانه در مسابقات لیگ همواره ما از حریفان عقب هستیم و تاکنون نتوانسته بودم به این بازیکن میدان بدهم. او باید خودش را نشان دهد و به امید این نباشد که چون پسرمن است در فوتبال به جایی برسد.
پروین در ادامه با بیان اینکه کماکان منتظریک مربی خارجی هستیم گفت: صحبت‌ها‌ی لازم در این زمینه صورت گرفته است و با آمدن مربی خارجی بنده هم به عنوان یک تماشاگر بازی پرسپولیس را تماشاگرخواهم کرد.
وی ادمه داد: این که گفته ام ازفوتبال خسته شده ام واقعیتی است که به آن رسیده ام و قطعا تلاش خواهیم کرد با انتخاب سرمربی خارجی به استراحت بپردازم.
پروین در پایان از دعوت شدن چند بازیکن این تیم به اردوی تیم ملی ابرازخوشحالی کرد و گفت: به نظر من بازیکنانی نظیرجواد کاظمیان، مهرداد معدنچی و ابوالفضل حاجی زاده نیز مستحق دعوت به اردوی تیم ملی هستند.

+ نوشته شده در  شنبه 1384/10/24ساعت 3:2 AM  توسط امید  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/08ساعت 1:42 AM  توسط امید  | 

عجب بچه اییه ها


 
  
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 






 




+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/08ساعت 1:37 AM  توسط امید  | 

بعضی از بچه ها می خواستن عکس ماشینم رو ببینن

 
 
 
 

چطوره؟

قابل نداره

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/08ساعت 1:35 AM  توسط امید  | 

سلام دوست خوبم

 وقتي اين متن رو مي خوندم با وجودي كه تكراي بود ولي يه جور هايي روزم رو ساخت و خواستم كه اين حس رو با تو قسمت كنم شايد براي تو هم حاوي پيامي باشه
تو هم مي توني با دوستات قسمت كني
 
 
تو زندگي لحظه هايي هست که احساس مي کني دلت واسه يکي تنگ شده
اونقدر که دلت مي خواد اونارو از روياهات بگيري و واقعا بغلشون کني
 
وقتي که در شادي بسته ميشه، يه در ديگه باز ميشه
ولي اغلب اوقات ما اينقدر به در بسته نگاه مي کنيم که اون دري رو نمي بينيم که واسمون باز شده
 
دنبال ظواهر نرو، اونا مي تونند گولت بزنند
دنبال ثروت نرو، چون براحتي از کفت ميره
دنبال کسي برو که خنده رو رو لبت ميشونه
چون فقط يه لبخند ميتونه کاري کنه که يک شب تاريک روشن به نظر برسه
اوني رو پيدا کن که باعث ميشه قلبت لبخند بزنه
 
خوابي رو ببين که آرزوشو داري
اونجايي برو که دلت مي خواد بري
اوني باش که دلت مي خواد باشي
چون تو فقط يه بار زندگي مي کني
و فقط يه فرصت واسه انجام تمام کارهايي که دلت مي خواد انجام بدي داري
 
بذار اونقدر شادي داشته باشي که زندگيتو شيرين کنه
اونقدر تجربه که قويت کنه
اونقدر غم که انسان نگهت داره
و اونقدر اميد که شادت کنه
 
شادترين مردم لزوما بهترين چيزا رو ندارن
اونا فقط از چيزايي که سر راهشون مياد بهترين استفاده رو مي کنن
روشنترين آينده ها هميشه بر پايه يه گذشته فراموش شده بنا ميشه
تو نميتوني تو زندگي پيشرفت کني مگه اينکه اجازه بدي خطاها و رنجهاي روحي گذشتت از ذهنت بره
 
وقتي به دنيا اومدي، گريه مي کردي
و هر کسي که اطرافت بود مي خنديد
يه جوري زندگي کن که آخرش
تو کسي باشي که ميخندي و هر کسي که اطرافته گريه کنه
 
لطفا اين پيغامو واسه همه کسايي بفرست که واست يه معنايي دارن (من که اين کارو انجام دادم)
واسه اونايي که يه جورايي تو زندگيت پا گذاشتند
واسه اونايي که تو رو ميخندونن وقتي که بهش نياز داري
واسه اونايي که باعث ميشن بخش روشنتر قضايا رو ببيني
وقتي که واقعا دلتنگي
 
اگه نفرستادي، نگران نباش
هيچ اتفاق بدي واست نميفته
تو فقط فرصت اينو از دست ميدي که
روز يه نفرو با اين پيغام روشن کني
 
سالها رو نشمر ـ ـ خاطره ها رو بشمر...
 
مقياس عمر تعداد نفسهايي نيست که فرو ميبريم
بلکه لحظه هاييست که نفسمونو بيرون ميديم
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/06ساعت 5:2 PM  توسط امید  | 

من بهت شک دارم


به روش اراذلي يا جواتي

مرد : صد بار نگفتم وقتي من نيسم نرو بيرون ! ها‌ ؟؟
زن : غلط كردم ! گه خوردم ! توروخدا نزن
مرد : چرا تيليفون همش اشغاله ؟! با كي لاس ميزني عوضي ؟
- زن : به خدا اگه اين تلفن نباشه از تنهايي دق ميكنم
مرد : به چپم كه دق ميكني ! خودت بميري بيتره ! خونتم نميوفته گردن ما
زن : خداااااااااااااا ! منو بكش راحتم كن
مرد : از صب تا شب جون ميكنم كه يه لقمه نون بيارم تو اين خونه ! نميشه يه شب نشاشي تو اعصاب ما ؟؟!! ها نميشه ؟
زن : به خدا ديگه نميتونم ... ديگه بسه ... ميرم خونه بابام
مرد : اي شاشيدم تو صفحه اول شناسنامه بابات ... هرررررررررررررري


به روش رشتي - ته غيرت

مرد : خانوم جان ببخشيدا ! عذر ميخواما ! شما ديشب تا حالا كجا بودين ؟
زن : خونه عفاف ! مشكليه ؟
مرد : نه خانوم جان خيليم خوبه ! بالاخره شما هم استخدام دولت شدي
زن : ببينم كسي به من زنگ نزد !؟
مرد : عباس آقا جند بار زنگ زد ! گفتم نيستي ! كلي فوش داد بهت
زن : بابا جون يكم هم بكش يه كاري دستو پا كن واسه خودت
مرد : خانوم جان هر چي شما بگي ! اصلا اگه شما بخواي شبا تو كوچه ميخوابم
زن : لوس نكن خودتو حالا ! پاشو اون ?? كيلو كون رو تكون بده يه چايي ور دار بيار
مرد : چشب خانوم جان ! ميخواي دو تا بيارم اصن ؟
زن : راستي ببين امشب ساعت ? قرار دارم اون شورت گول گوليمو شستي؟
مرد : حانوم جان جسارته ها ! فضوليه ! با كي قرار دارين ؟
زن : با عباس اقا ! به تو ربطي داره ؟
مرد : آها خانوم جان خيالم راحت شد ! منو عباس آقا نداريم كه
زن : ولي خودمونيما دماغت خيلي ضايست
مرد : چي ؟! چي ؟! دماغ من ؟! توهين ميكني ؟! دماغ مسئله ناموسي نيست كه بشه به
همين راحتي ازش گذشت ! اصن ‍خانوم جان من ميرم خونه ننم
زن : به سلامت ! عباس از تو كمد بيا بيرون


به روش تركي - نمنه

مرد : فكر كردي من نميدانم ؟! فكر كردي من خرم ؟! شعور دارم ؟
- زن : ببين من هيچ گونه بيگناهم ! كاري نكردم
مرد : آخه من بدون بي دليل كه بهت گير نميدم ! ميدم ؟
زن : اونشو من نميدونم ! فقط اينو بگم كه من به تو وفادارم
مرد : الله اكبر ! خود درخت كرم ميريزه ها ! خجالت بكش زن
زن : اگه باورت نميشه خوب طلاقم بده
مرد : بيبن كشيدن تو به دادگاه واسه من مثل كشيدن مو از ماسته
زن : من به اين چيزاش هيچ كاري بيلميرم
مرد : اي پوخ گويوم سوزون آقزووا
زن : سيكتير بابا

به روش سوسولي - ايش

مرد : چرا انقد دير كردي ؟ دلم هزار را رفت ! آرايشگاه نبودي مگه ؟
زن : اوا اين چه سواليه ؟ خب معلومه آرايشگاه بودم ! مگه به من شك داري ؟
مرد : چه حرفا ميزني !! من به تو بيشتر از خودم اعتماد دارم
زن : آخه ميدوني چي شد ؟ از آرايشگاه تا خونه پياده اومدم كه آرايشم خراب نشه
مرد : اوا خوب كردي ! انقد نگران شدم ! فكر كنم فشارم افتاده پايين
زن : آخ بميرم الهي ! تو راه كه ميومدم يه چند تا از اين عوضياي جلف لجن بهم تيكه انداختن منم جوابشونو ندادم
مرد : خوب كاري كردي ! از اين آدما خيلي زياد شده ! فقط بلدن جلف بازي در بيارن
زن : حالا تو خودتو خيلي ناراحت نكن بچت ميوفته
مرد : اوا خيلي بدي تو
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/06ساعت 4:49 PM  توسط امید  | 

esme irano mikhan avaz konan be se dalil 1. iran esme zane , 2. aragh be iran tajavoz karde  3.amrica be iran nazar dare

Khaterate yek dokhtar irani: khaily vaght bod ... nadide bodamesh , vaghti bad az modat'ha didamesh khaily ja khordam bazam hol shodam , dasto pamo gom kardam barghe cheshash tanamo milarzone ... vaghti mibinamesh bi ekhteiar badanam milarze ... hol misham mikham dad bezanam, ... jigh bekesham ... gerye konam ... nemidonam faghat manam ke taghate negasho nadaram ya hame intoreian? modati  be ham negah kardim ,har kododm montazere harkati az janeb digari bodim ta aksolamalei neshon bedim ... Ooon lahze mesle ye gharn bod ... baram saneieha az harkat, istade bodan motore maghzam ba sor'ate tamam kar mikard va donbale rahe ... hali migasht bi ekhteiar faryad keshidam SOooooooooooooooooooooooooooooosk

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/07ساعت 3:57 AM  توسط امید  | 

دو تا بچه تو بیمارستان

اولی:تو دوختری یا پسر

دومی:نمیدونم

اولی:خوب پتوت رو بزن بالا تا بهت بگم

دومی پتو رو میزنه بالا

اولی:تو دختری

دومی:از کجا فهمیدی؟

اولی:چون جورابت سورتیه

+ نوشته شده در  شنبه 1384/08/07ساعت 3:50 AM  توسط امید  | 

 
 
 
 
 
 فرار رسيدن 21 رمضان سالروز شهادت مظلومانه مولى الموحدين و امير المؤمنين حضرت امام علي بن أبي طالب صلوات الله و سلامه عليه را به محضر مقدس فرزند بزرگوارشان حضرت بقية الله الاعظم (روحي لتراب مقدمهي فداه)، و همه شما عاشقان و دل سوختگان خاندان عصمت و طهارت تسليت و تعزيت عرض مي نمائيم.
 
التماس دعا


 

 

دعا براي تعجيل در فرج مهدي فاطمه (عج) 

 بسم الله الرحمن الرحيم
الهي عظم البلاء وبرح الخفـاء وانكشف الغطاء وانقطع الرجـاء وضاقت الارض ومنعت السماء وأنت المستعـان وأليك المشتكى وعليك المعـول في الشدة والرخاء اللـهم صل على محـمد وآل محمد اولي الامر الذين فرضت علينا طاعتهم وعرفتنا منزلتهم ففرج عنا بحقهم فرجا عاجلا قريبا كلمح البصر او هو اقرب يا محمد يا علي يا علي يا محمد اكفياني فانكما كافيان وانصراني فانكما ناصران يا مولانا يا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث ادركنا ادركنا ادركنا الساعة الساعة الساعة العجل العجل العجل يا ارحم الراحمين بحق محمد وآله الطاهرين .
 
+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/08/03ساعت 4:3 AM  توسط امید  | 

migan aval khoda zamino afarid goft che ghashange ......bad

asemono afarid goft che ghashange.....bad mard ro afarid goft

che ghashange......bad zano afarid goft eyb nadare arayesh

mikone ghashang mishe

 

 dokhtara donbale 1 pesaran ke 1000 arezooshono baravarde

konan,valy pesara donbale 1000 ta dokhtaran ke 1 arezooshono

baravarde konan

 

torke dashte too khiaboon cheshm cherooni mikarde ye nafar

barmigarde behesh mige: martike mage khodet khahar madar

nadari? torke mige daram vali be in khoshgeli ke nistan

 

hamishe dar bachegii dokhtara asheghe arosakha va pesara

asheghe mardaye ghol peikaran ama nemidonam chera vaghti

bozorg mishan dokhtara asheghe mardaye ghol peikar va pesara

 asheghe arosakha mishan

 

 midoonid zani ke hamele nemishe ro chi migan?WATERPROOF

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/08/02ساعت 2:41 AM  توسط امید  | 

(sms) ادامه دارد .

dar tarikiye shab 3 sham roshan kardam avali baraye boodanat dovomi baraye didanat sevomi baraye boosidanat dar akhar har 3 ra
khamoosh kardam :vase dar agoosh gereftanat
 
baz ham dar khalvate khodam daram be axe to negah mikonam. az vaghti toro shenakhtam hatta yek lahze natoonestam az to joda besham ya khodamo be to niazmand nabinam. to baes shodi faseleye man az khodam, az jahan kamtar beshe. amma hala, hala ke midooni cheghadr mikhamet dari ba tahvil nagereftanat mano aziat mikoni. bia vo dele mano bishtar az in atish nazan. khahesh mikonam bezar Login Konam!!! aaaaaah! Yahoo! Messenger
 

midooni chera badjeye telephon oomoomi zarde????.....chon behesh miyad.hala midooni chera yakhchal sefide????.....chon ba telephon oomoomi ghati nashe


+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 3:44 AM  توسط امید  | 

سير نزولي مردها از گذشته تا فردا "

 

سال 1332
دختر خانواده همراه با مادرش كنار حوض روي تخت چوبي نشسته اند و يك ظرف هندوانه قرمز جلوي شان است. دختر خانواده براي دختر همسايه تعريف مي كند: آره زري جون، داداش فرمونم وقتي شنيد اين پسر لاغرمردني به من متلك گفته همچين زدش كه به سوسك مي گفت خرس قطبي. تازه خود داداشم هم گفته مي خواد برام يه شوهر خوب پيدا كنه.
مادر دختر مي گويد: خدا سايهء مرد را از سر هيچ خونه اي ورنداره

سال 1342
پدر خانواده با عصبانيت وارد اتاق مي شود و پس از آنكه كمي جَنَم رو كرد و چهار تا كاسه كوزه را زد شكست، فرياد مي زند: دخترهء چشم سفيد حالا واسهء من دانشگاه قبول ميشه... چشمم روشن... مردم از فردا نمي گويند آقا رضا غيرتِ تو شكر؟ هيچي ديگه ولش كن فردا مي خواهد شلوار مدل برمودايي و مانتوي بدن نما بپوشد و نوبل صلح هم بگيره... زن اگر اجنبي ها بهش نوبل صلح بدهند مردم چي مي گويند؟
مادر خانواده با لحن التماس آميز مي گويد: مرد، حالا چرا شلوغش مي كني؟ نوبل و برمودا چيه؟ دخترمون فقط دانشگاه قبول شده، همين... اين قدر سخت نگير...
بالاخره با اصرارهاي مادر، پدر قبول مي كند دخترش به دانشگاه برود. وقتي پدر قانع شده سيگارش را روشن مي كند و مادر مي گويد: مرد، خدا سايهء تو را از سر ما كم نكند

سال 1352
فريادِ مردِ خانواده تمام كوچه را پر مي كند: چي؟! مي خواهد برود سرِ كار؟! يعني من اين قدر بي غيرت شدم كه دخترم بره سر كار و پول بيآره تو خونه؟ پس من اينجا هويجم؟ مگر اين كه بابت اين بي آبرويي از روي نعش من رد شويد...
كسي از روي نعش مرد خانواده رد نمي شود ولي دختر خانواده هم چند ماه بعد با وجود غرغرهاي پدرش بالاخره سر كار مي رود. صداي مادر خانواده به گوش مي رسد: مرد، خدا تو را براي ما حفظ كند

سال 1382
مرد خانواده: آخه خانم اين چه وضعيه؟ روز اولي كه آمدي خواستگاريم، گفتم دلم نمي خواهد زنم از اين مانتوها بپوشد و آرايش كند، گفتي دورهء اين اٌمٌل بازي ها گذشته، ما هم گفتيم چشم! بعد گفتي اگر خانه خريدي به جاي مهريه خانه را به نامم كن، گفتم چشم! آن اول حق طلاق را هم از ما گرفتي، حالا هم مي گويي بنشينم توي خانه بچه داري كنم؟
زن: عزيزم مگه چه اشكالي داره؟ مگه تو ماهي چقدر حقوق مي گيري؟ تمام حقوقت هم بابت كرايه تاكسي، خرج ناهار خودت و مهد كودك بچه و جريمهء ماشينت مي رود. حالا اگر بنشيني توي خانه و از بچه نگه داري كني هم خرجمان كم مي شود هم بچه مان وقتي بزرگ شد از كمبود محبتِ پدر و مادر رنج نمي برد... آفرين عزيزم ... خدا سايه ات را (فعلا) سر ما نگه دارد...

سال 1482
زن خانواده: عزيزم تو كه انقدر فسيل نبودي. مثلا توي دوستانت به روشن فكري معروفي. آخه چه اشكالي دارد؟ اين همه سال ما زن ها بچه دار شديم حالا به كمك علم چند وقتي هم شما مردها از اين كارها بكنيد. اصلا مگر نمي گفتي جد بزرگت هميشه مي گفته: چه مردي بود كز زني كم بود؟
پس از مقداري بحث منطقي مرد بالاخره قبول مي كند و نه ماه بعد وقتي بچه بغل وارد خانه مي شود زن با عشوه مي گويد: مرد ... يعني سايه تو تا كي بالاي سر ماست؟

سال 1582
چند تا مرد دور هم نشسته اند و در حاليكه سبزي پاك مي كنند آهسته مشغول تبادل نظرند.
- آره... مي گويند هدف اين جنبش بازگرداندن حق و حقوق ضايع شدهء مردهاست...
- حق با آقا جمشيده... ببينيد اين زن ها چقدر از ما سواستفاده مي كنند؟ تا وقتي خونهء بابامونيم بايد آشپزي و بچه داري و اينها را ياد بگيريم و توسري بخوريم، بعدش هم بدون مشورت زنمان مي دهند و زنمان هم مارا استثمار مي كند...
- خب مي گفتم... اسم اين جنبش سيبيليسم است و...

در اين حال با ورود خانم يكي از آنها بحث به زياد بودن گِل سبزي كشيده مي شود! زن مي گويد: خدا سايهء شما مردها را از سر سبزي ها كم نكند!

سال 1882
راديو، موج FM، شبكهء پيام (صداي يك خانم)
بااعلام ساعت نه شب شما خانم هاي عزيز را در جريان آخرين اخبار رسيده قرار مي دهم. به گزارش خبرگزاري بانوپرس دقايقي قبل سايهء آخرين نمونهء نادر از جنس «مرد» از روي كرهء زمين محو شد! پس از پايان عمر اين آخرين بازمانده از شاخهء زينتي مردها از اين پس نام اين موجودات را فقط در كتاب هاي تاريخ مي توان پيدا كرد. ساعت 9 و 15 دقيقه با خبرهاي جديدي در خدمت شما خانم هاي !عزيز خواهم بود. دينگ دينگ

 
 
ببینید از دست این زنها چی میکشیم.
+ نوشته شده در  شنبه 1384/07/30ساعت 2:37 AM  توسط امید  |